آنتوان سنت اگزوپری

من به هيچ وجه خدا را لمس نكردم، ولي خدايی كه قابل لمس باشد كه ديگر خدا نيست. اگر هر دعايی را هم اجابت كند، همينطور. همان‌جا بود كه براي نخستين بار حدس زدم كه عظمت دعا بيش از هر چيز در اين امر نهفته است كه پاسخی به آن داده نمی‌شود و زشتی سوداگری را به اين مبادله راهی نيست. اين را هم دريافتم كه آموختن دعا، آموختن سكوت است و عشق فقط از جايی شروع می‌شود كه ديگر هيچ انتظاری برای گرفتن هيچ چيز وجود نداشته باشد. «عشق» تمرين «نيايش» است و «نيايش» تمرين «سكوت».  «دژ»

/ 3 نظر / 6 بازدید
nilo

خيلی عالی مينويسی موفق باشی

0

.

ارمیا

او خدا را می دید .... هر روز صبح وقتی در برابر آینه می ایستاد .... او خود تکه ای خدا شده بود ....