فردريش ويلهلم نيچه

همو که با اهريمنان به نبرد برمی‌خيزد بايد بر حذر باشد که در اين فرآيند خود به اهريمنی تبديل نشود. در هنگامه‌ای که تو به خاک می‌نگری، خاک نيز به تو می‌نگرد.

/ 6 نظر / 12 بازدید
عليرضا دوستدار

سلام مسعود جان چطوری؟ آدرسی که داده بودی رو رفتم ديدم قشنگ بود. شعر اولش فکر می کنم همون بود که ابطحی چند وقت پيش گذاشته بود روی وبلاگش. از پيشنهادت در مورد اسم هم ممنون. مشکل اسامی ای که توشون دوست يا دوستی هست اينه که من رو ياد برنامه کودک جنگل دوستی مياندازه (گل دوستی دوستان.... تا شود دنيا گلستان! دوستان! جانمی!!!). کاش اقلآ يک کارتون باکلاس بود!!!!!

خط سفید

سلام .. مدتی هست که با بلاگت آشنا شدم... از جملاتت (البته از اوناييش که تا به حال نشنيدم ) لذت بردم . هميشه شاد باشی و ........ در پناه او

سمیه

وبلاگ خيلی خوبی داری موفق باشی .يه شعر قشنگ هم من واست مينويسم از شفيعی کدکنی :آخرين برگ سفرنامه باران اين است ....که زمين چرکين است ....

zahra

خيلی وقته که آپديت نکرديد ها :)

عباس

سلام از جمله زيبای نيچه که آورده بودی خوشم آمد البته قبلا آنرا خوانده بودم نيچه در جايی ديگر می گويد: و به اندک دادگری خود چنان غره اند که دنيا از بيدادگريشان به تنگ آمده